جمعه ٢٣ آذر ١٣٩٧


  چاپ        ارسال به دوست

کرسی نظریه پردازی

امکان دریافت معرفت شهودی

  خلاصه نشست علمی

امکان دریافت معرفت شهودی

در متون عرفانی مسیر رسش به معرفت شهودی و یافته های عرفانی، تصفیۀ باطن و تلطیف درون و مجاهدت هاست. پرسشی که ذهن هر محققی را به خود جلب می­کند آن است که آیا چنین معرفتی ممکن است برای انسان حاصل شود؟ و راه رسیدن به آن برای انسان ها مفتوح است؟ و آیا همانگونه که گفتند این مسیر، مسیر اطمینان­آوری است؟

و در صورت امکان حصول معرفت شهودی برای عارف، معیار صحت و سقم آن چیست؟ میزان تفکیک حقایق عرفانی از تلبیسات شیطانی چیست؟ آیا برای شخص مکاشف، حجیت دارد؟ آیا می­توان برای دیگران اثبات نمود؟ و حجیت آن برای دیگران چگونه است؟

در این نوشتۀ کوتاه نمی­توان به همۀ پرسش­های پیشین پاسخ گفت؛ اما به حد بضاعت علمی و حوصلۀ این نوشتار به برخی از آنها پرداخته می­شود.

راجع به امکان دریافت شهودی به نحو اجمال باید گفت از منظر عقلی نه تنها هیچ دلیلی بر استحالۀ امکان شهود و معرفت شهودی وجود ندارد؛ بلکه ممکن بودن تحقق آن به نحو فی الجمله نیز قابل تأیید است. بسیاری از فلاسفه این طریق را بهترین راه قلمداد کرده­اند و اساساً شیخ اشراق شرط صحت اطلاق اسم فیلسوف به اهل فلسفه را توان دریافت حقایق شهودی و مکاشفه­ای می­داند و فرد ممحض در بحث­های ذهنی و فلسفه تحصیلی را حکیم ندانسته، از جرگۀ فلاسفه خارج می­داند.

در همین راستا روایات معصومان نیز معرفت شهودی را ممکن و معرفت اعلی را تنها از این طریق میسور می­داند و انسان­ها را جهت وصول به آن، ترغیب می­کنند؛ چنانچه در قرآن کریم آمده است:

«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» (انفال(8): 29)؛ اگر تقوا پیشه کنید خداوند چراغ هدایت جداسازی حق از باطل را به شما عنایت خواهد کرد. «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» (عنکبوت(29): 69)؛ آنانکه در راه رسیدن به ما تلاش و جهاد نمایند ما راه وصول به خویش را به آنان نشان خواهیم داد.

در روایات نیز آمده است که: «من اخلص للهِ اربعین صباحاً جرت من قلبه علی لسانه ینابیع الحکمه، هر کس چهل شبانه روز ]اعمال و رفتار و افکارش را[ خالص گرداند از قلب او بر زبانش چشمه­های حکمت جاری خواهد شد» (امام خمینی، 1371: 394).

در حدیثی از پیامبر اکرم آمده است:

«غُضّوا ابصارکم ترون العجایب» (مصباح الشریعه: باب 43)؛ چشمان سر را بپوشید تا چشمان دلتان شگفتی­ها را مشاهده نماید»

مولی الموحدین امام العارفین در مناجات شعبانیه فرمود:

وانر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور و تصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقّه بعزّ قدسک (مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه)؛

و چشمنان قلوبمان را با نور دیدگانش به سوی تو منور گردان تا چشمان قلوب ما حجاب­های نورانی را نیز دریده، به معدن عظمت تو بار یابد و ارواح ما به دور عزّ قدس تو معلق گشته، عاشقانه بگردد.

حکیم سترگ شیخ اشراق نیز می­نویسد: اگر چند ستاره­شناس به رصد ستارگان پرداخته، نتیجۀ تحقیقات و مشاهدات خود را در تقویم نجومی به ما ارائه دهند، ما به راحتی آن را می­پذیریم، با آنکه نه خود به مشاهدۀ حرکات ستارگان نشسته­ایم و نه محاسبه­ای انجام داده­ایم، حال چگونه است که وقتی افراد برجسته و استثنایی در سراسر عالم، با فرهنگ­های مختلف و در زمان­های متفاوت، گزارش­های خود را از رصد ستارگان آسمان معرفت ابراز می­دارند و مشاهدات و مکاشفات روحانی خود را بر می­شمرند، قبول آن بر ما دشوار شده و دست به انکار می­زنیم؟ (شیخ اشراق، 1380: 2، 156؛ 1، 460).

پس نه تنها امتناعی جهت وصول به معرفت شهودی وجود ندارد؛ بلکه عقل و نقل و مشهودات عینی­مان و اخبار رسیده از بزرگان بر این نکته مهر تأیید می­گذارند. ادلۀ تفصیلی امکان شهود و دریافت­های شهودی، خود، بحث مستقصایی را می­طلبد.

اقسام شهودات عرفانی و حجیت آنها

از مهم­ترین مباحث عرفان، حقیقت عرفان به نحو عام و شهود عرفانی به نحو خاص، حجیت شهودات عرفانی است.

ذکر چند نکته ضروری می­نماید: الف) معرفتی که مطلوب عارف است، معرفت حضوری و شهودی است که بحث از آن در حیطۀ وظایف عرفان نظری است که بالطبع پای معرفت حصولی نیز جهت تبیین و تفسیر آن به میان می­آید. معرفت مورد نظر عارف در عرفان نظری نیز خود به سه دستۀ کلی علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین تقسیم می­شود. در مباحث فلسفی و کنکاش­های عقلانی و فلسفی نهایت و غایه القصوی، علم الیقین است؛ در حالی که مقصود بالذات عارف در عرفان، حق الیقین است که مقدمۀ آن عمدتاً عین الیقین است. در اینجا از هر یک از آنها به مقدار ضرورت، بحث خواهد شد.

ب) تجربۀ عرفانی از دو منظر عمده، قابل بحث و توجه ویژه است که می­توان از آن به تجارب سلوکی و از قسم دیگر آن به تجارب معرفتی یاد کرد. تجربۀ سلوکی مربوط به عرفان عملی و تجربۀ عرفانی معرفتی مربوط به عرفان نظری است که متعلق برونی دارد. (البته اصل عرفان نظری شهود حق الیقینی حقایق و معارف برای عارف حاصل شده است) نه حجت از اسماء و صفات و...

ج) شهود خود به سه بخش حسی، عقلی و  قلبی تقسیم می­شود. در قسم حسی شیخ اشراق از آن یاد نموده است، گرچه در آثار دیگران به تصیرح یافت نمی­شود. البته علم شهودی حسی جای بحث جدی دارد و معرفت شهودی عقلی نیز مورد توجه برخی از بزرگان قرار گرفته که این مقام مناسب بحث از آن نیست.

شهود مورد توجه عرفان در عرفان نظری مشهود قلبی است و در آن، بحث از راهی است که به قلب، باطن و سرّ عارف مرتبط است. شهود قلبی به نحو عام خود به دو دسته تقسیم می­شود: الف) شهود قلبی به اضافۀ شهود روحی که به صورت اجمالی و اندماجی است که گاه از آن تعبیر به احدی می­شود؛ ب) گاه شهود، فقط قلبی است که عارف آن را به گونۀ تفصیلی و در مقام قلب و بدون اضافه روح مشاهده می­کند. به همین ترتیب شهود قلبی نیز از یک منظر به دو بخش صوری و معنوی تقسیم می­شود. البته کشف صوری وجهۀ عالی همت عارف قرار نمی­گیرد و عمده بحث از حجیت شهودات عرفانی بحث از کشف صوری نیست؛ بلکه به اقسام دیگر زیر متوجه است.

مثال کشف صوری، منامات است که حقایق را به صورتی می­بیند که می­توان علم آموزی را به نحو خوردن شیر و طهارت در کسوت غَسل و غُسل ظاهری رؤیت نمود و یا تمثل جبرئیل به صورت دحیۀ کلبیه در بعضی از موارد را از این قسم دانست.

پس آنچه مورد توجه بحث از حجیت شهودات عارفانه است تنها قسم کشف و شهود قلبی است. همانطور که گفته شد، اینقسم شهود نیز خود به دو بخش شهود قلبی معنوی عین الیقینی و شهود معنوی حق الیقینی تقسیم می­شود. در شهود قلبی معنوی عین الیقینی گر چه کشف، کشف معنوی است؛ ولی میان شاهد و مشهود همچنان دوگانگی برقرار بوده و عینیت حاصل نشده است که این قسم از کشف و شهود نیز غالباً مورد نظر عارف نیست؛ در حالی که در شهود قلبی معنوی حق الیقینی شاهد با باطن و موطن هستی متحد می­شود. البته این فرصت جز با مقام ولایت محقًّق نمی­شود و هر چه انسان به سرّ ولایت نزدیک­تر شود این واردات و کشف­ها و شهودات موهبتی برایش افزون­تر خواهد شد و این، همان تجربۀ نهایی عارف است. البته این تجربه در صقع ربوبی و بقاء بعد الفناء است، نه در مقام ذات عنقای مغرب که در تیررس کسی قرار نمی­گیرد (کاشانی، 1370: 762 و 763؛ حاجی سبزواری، 1346: 623 و 624) و از آن به تعبیرهایی چون ارتباط و اتحاد کامل و فنای معلوم در عالم یا عالم در معلوم یاد می­شود.

همانگونه که ذکر شد، حجیت کشف و شهود عرفانی خود به دو دسته تقسیم می­شود:

1. حجیت ذاتی شهود

با توجه به تقسیم علوم به حصولی و حضوری باید ویژگی­های هر یک مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که بدون توجه به احکام و خصوصیات هر یک، بحث عقیم بوده به جایی نخواهد رسید. انواع خطا در مشهودات عرفانی و بررسی آن وجهه همت ماست و بدین جهت، باید گفت خطا در مشهودات عرفانی را می­توانبه چند دسته کلی تقسیم نمود: که به بدانها اشاره خواهد شد.

2. حجیت غیری و راهکاری اجتناب از خطا در مشهودات عرفانی

گرچه معیار سنجش معارف عارفانه و تطابق آن با شریعت نبوی(ص) ابزار کامل عمیق و عنیق­تری را می­طلبد تا با نگاه اجتهادی بتواند از جایگاه معرفتی­اش دفاع نماید. لکن این مبحث می­تواند راهگشای مباحث آینده باشد و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که با رعایت اصول و راهکارهای ذکر شده می توان از جایگاه معرفتی شهودات عارفانه دفاع عقلانی کرد.

که در این جلسه همت خویش را به حجیت ذاتی و غیری شهود معطوف می­داریم.

منابع و مآخذ

ـ امام خمینی، روح الله، 1371، چهل حدیث، تهران: موسسه تنظیم و نشر.

ـ حاجی سبزواری، ملاهادی، 1346، حاشیه بر الشواهد الربوبیه، مشهد: دانشگاه فردوسی.

ـ شیخ اشراق، 1380، مجموعه مصنفات، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

ـ کاشانی، ملاعبدالرزاق، 1370، شرح منازل خواجه، قم: بیدار.

 

                                                                                       محمدمهدی گرجیان

 


٢١:٠٢ - 1390/11/02    /    شماره : ١٢٩٨٨٢    /    تعداد نمایش : ٣٨٤٠


نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1390/11/10 0:34
1
5
سلام من شاگرد ایشون بودم و هستم و واقعا به شاگردی ایشون افتخار میکنم....
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





اخبار
منابع معرفت شناسي
نشست ها
کلاس ها
پيوندها