دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧


پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشتار حاضر پژوهشی تطبیقی در حوزة معرفت‏شناسی معاصر است. این حوزهْ رویکرد ویژه‏ای در معرفت‏شناسی است که به فیلسوفان تحلیلی و فلسفة کشورهای انگلیسی‌زبان اختصاص دارد. در این اثر، عمده‏ترین مباحثی را که در معرفت‏شناسی معاصر مطرح شده، در ضمن چند فصل ارائه کرده و پس از شرح دیدگاه معرفت‏شناسان معاصرْ دیدگاه حکمای مسلمان را نیز مطرح کرده‏ایم و در پایان به داوری دربارة آنها پرداخته‏ایم. مباحث مطرح‌شده در هر فصل به شرح ذیل است: در فصل اول، معرفت‏شناسی مطلق و مقید و رویکردهای معرفت‏شناسی مطلق؛ یعنی رویکرد قدما، رویکرد مدرن و رویکرد معاصر؛ را شرح داده، جایگاه معرفت‏شناسی معاصر را در فلسفة مغرب زمین تبیین کرده‏ایم. در ادامه، ارتباط و تمایز معرفت‏شناسی را با دانش‏های همگن؛ نظیر منطق، علم‏النفس، علم‏شناسی فلسفی و مانند آنها؛ شرح داده و پس از بیان روش تحقیق، پیشینه و دورنمایی از مباحث، در پایان، معرفت‏شناسی معاصر را تعریف کرده‏ایم. در فصل دوم، ابتدا معانی و کاربردهای لغوی واژة «معرفت» را شرح داده، تفاوت آن را با تحلیل فلسفی مطرح کرده‏ایم سپس تعریف رایج معرفت را ذکر کرده، به نقد و بررسی آن پرداخته و در جامعیت و مانعیت مقومات آن به بحث پرداخته‏ایم. سرانجام تعریف «معرفت» را از منظر حکمای مسلمان پی‏گیری کرده، به بحث گذاشته‏ایم. در فصل سوم، به اولین جزء تعریف T.J.B. معرفت، یعنی باور، پرداخته‏ایم؛ مسائل متعددی را در مورد باور مطرح کرده و به پاره‏ای از آنها؛ از جمله نقض اشتراط معرفت به باور، مبنای باور، و ابتنا یا عدم ابتنای معرفت بر باور؛ پاسخ گفته‏ایم. لازم است یادآور شویم که حتی معرفت‏شناسان معاصر کمتر به باور پرداخته‏اند؛ در حالی که جا داشت به این مهم توجه بیشتری شود. در فصل چهارم، صدق را که شرط عینی تعریف T.J.B. معرفت تلقی می‏شود، تحلیل کرده به این نتیجه رهنمون شده‏ایم که آن تحلیل بر نظریة مطابقت تطبیق می‏کند. پس از شرح نظریة مطابقت، مهم‏ترین نقدهایی که متوجه آن شده شرح داده، به بررسی و ارزیابی آنها پرداخته‏ایم و در پایان نظریه‏های بدیل آن را توضیح داده، ارزیابی کرده‏ایم. در فصل پنجم، بنیادی‏ترین مباحث معرفت‏شناسی را که موجه‏سازی یا معیار صدق است و سومین شرط تعریف T.J.B. معرفت به حساب می‏آید، به بحث گذاشته‏ایم؛ ابتدا مفهوم موجه‏سازی را شرح داده، نظریه‏های مربوط به آن را ذکر و طبقه‏بندی کرده‏ایم و در پایان پاره‏ای از واژه‏های مهم در این طبقه‏بندی، نظیر درون‏گروی و برون‏گروی، را شرح داده‏ایم. در فصل ششم، به مبناگروی پرداخته‏ایم و پس از بیان پیشینة این نظریه و شمای کلی آن به قرائت‏های گوناگون و منشأ تکثر آنها نگاهی گذرا داشته‏ایم و در ادامه استدلال‏های مبناگرایان را شرح داده، به ارزیابی پرداخته‏ایم و بالاخره نتایج و پیامدهای هر یک از استدلال‏ها را شرح داده‏ایم. فصل هفتم را به نقد مبناگروی اختصاص داده، مهم‏ترین ایرادهایی که متوجه آن شده، شرح داده، پاسخ گفته‏ایم. در فصل هشتم، قرائت‏های گوناگون مبناگروی را به‌تفصیل شرح داده و دیدگاه مبناگرایان مغرب‌زمین را در باب معرفت به جهان محسوس بیان کرده و به این بحث پرداخته‏ایم که از منظر آنها آیا علم ما به جهان خارج بدیهی است یا نظری بوده، به استدلال نیاز دارد؟ کسانی که مدعی هستند علم ما به جهان خارج نظری است، چه استدلال‏هایی را اقامه کرده‏اند؟ به‌علاوه از منظر آنها نحوة معرفت ما به جهان خارج چگونه است؟ آیا بی‏واسطه است یا باواسطه؟ در پاسخ به پرسش اخیر، نظریه‏های گوناگونی؛ همچون واقع‏گروی مستقیم، بازنمون‏گروی و پدیدارگروی؛ ارائه شده که به آنها نیز نگاهی گذرا داشته‏ایم. در فصل نهم، مبناگروی را از منظر اندیشمندان مسلمان شرح داده، قرائت ویژة آنها را بررسی کرده‏ایم. برای شرح و بررسی مبناگروی ویژة آنها، از مقدمات بسیاری بهره گرفته‏ایم؛ از جمله آنکه مفاهیم را از گزاره‏ها تفکیک کرده و گزاره‏ها را به بدیهی و نظری و نیز به پیشین و پسین تقسیم کرده‏ایم سپس معیار صدق هر یک از گزاره‏های نظری، اعم از پیشین و پسین، و گزاره‏های بدیهی (پایه) پیشین و گزاره‏های پایة پسین را از منظر متفکران مسلمان شرح داده‏ایم. از منظر آنها، معیار صدق گزاره‏های نظری، اعم از پیشین و پسین، ارجاع آنها به بدیهیات است. اما به نظر می‏رسد در باب معیار صدق و موجه بودن گزاره‏های پایة پیشین و گزاره‏های پایة پسین لازم است جداگانه سخن بگوییم. بر اساس نگرش اندیشمندان مسلمان، معیار صدق گزاره‏های پایة پیشین که عمدتاً اولیات (بدیهیات اولیه) هستند، بداهت یا ارجاع به علوم حضوری است. اما گزاره‏های پایة پسین که عمدتاً حسیات و متواترات و تجربیات و حدسیات‏اند، به‌‏رغم آنکه آنها را بدیهی انگاشته‏اند، به نظر می‏رسد که در واقعْ نظری بوده، نمی‏توان آنها را بدیهی تلقی کرد. از این رو، علم ما به جهان محسوس و مادی از منظر فیلسوفان برجسته‏ای همچون ابن‏سینا، صدرالمتألهین، علامه طباطبایی و مانند آنها بدیهی نیست و نیاز به استدلال دارد. در پایان، پس از ذکر استدلالی برای اثبات جهان محسوس، نگاهی گذرا به دیدگاه اندیشمندان مسلمان دربارة چگونگی معرفت انسان به جهان محسوس داشته‏ایم. متفکران مسلمان در این مسئله عمدتاً به عینیت‏گروی و بازنمون‏گروی گرایش دارند. در واقع، می‏توان گفت: آنها عمدتا از واقع‏گروی غیرمستقیم حمایت می‏کنند. در پایان، لازم است خاطرنشان کنم که عمدة مباحث این کتاب در دو دوره در مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینیŠ تدریس شده و گزیده‏ای از مهم‏ترین مباحث آن، به‏ویژه فصل‏های اول، پنجم، هشتم و نهم، در جلسات کانون طلوع در محضر استاد ارجمند، حکیم فرزانه، حضرت آیت‏الله مصباح یزدی ارائه و نقادی شده است. بر خود لازم می‏دانم از ایشان که با راهنمایی‏ها و دقت نظرهای خود مرا رهین الطاف خود ساخته‏اند، کمال سپاسگزاری را داشته باشم و نیز از برادر اندیشمند جناب آقای مهندس عبدالرسول عبودیت، استاد محترم جناب حجت‏الاسلام والمسلمین دکتر احمد احمدی و استاد ارجمند جناب حجت‌‏الاسلام والمسلمین غلامرضا فیاضی که با مطالعة این اثر این‌جانب را از نظرات ارزشمند خود بهره‏مند ساختند و دیگر اندیشمندانی که این‌جانب را در انجام این مهم یاری دادند، به‌ویژه معاونت و مدیریت محترم پژوهش و انتشارات مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینیŠ، صمیمانه تشکر کنم. مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینیŠ محمد حسین‏ زاده ۷/۴/۱۳۸۲

فهرست مطالب

مقدمه. ۱۱

فصل اول: مفاهیم و کلیات

معرفت‏شناسی مطلق و معرفت‏شناسی مقید……….. ۱۶

رویکردهای گوناگون در معرفت‏شناسی مطلق……. ۱۸

جایگاه معرفت‏شناسی معاصر در فلسفة تحلیلی و فلسفة اروپایی ۲۵

معرفت‏شناسی و دانش‏های همگن……….. ۲۹

۱٫ تمایز معرفت‏شناسی و علم‏شناسی فلسفی. ۲۹

۲٫ تمایز معرفت‏شناسی و علم‌النفس. ۳۰

۳٫ تمایز معرفت‏شناسی و منطق………. ۳۱

۴٫ تمایز معرفت‏شناسی با فلسفة علوم. ۳۳

روش تحقیق در معرفت‏شناسی ۳۵

معرفت پسین و معرفت پیشین. ۳۶

پیشینة معرفت‏شناسی…… ۳۸

دورنمایی از مباحث……. ۴۰

تعریف معرفت‏شناسی معاصر…… ۴۱

فصل دوم: تحلیل معرفت

واژة معرفت…… ۴۳

معانی لغوی و اصطلاحی واژة۴۶

مفهوم معرفت در معرفت‏شناسی مغرب‌زمین……… ۴۷

حقیقت تحلیل یا تعریف ۴۹

تحلیل فلسفی معرفت. ۵۱

منشأ تعریف یا تحلیل معرفت به باور صادق موجَّه ۵۳

بررسی……… ۵۵

تحلیل یا تعریف معرفت از منظر اندیشمندان مسلمان…….. ۶۳

ضمائم.. ۷۷

[۱] تعریف یقین……. ۷۷

[۲] امکان دستیابی به معرفت یقینی.. ۸۳

[۳] پاسخ یک نقض ۸۳

فصل سوم: باور

قبول به جای باور………. ۸۷

نقض‏ه. ۸۹

مبنای باور……… ۹۰

ابتنا یا عدم ابتنای معرفت بر باور. ۹۱

فصل چهارم: صدق

پیشینه ۹۵

تمایز مسئلة «حقیقت صدق» و مسئلة «معیار صدق»……….. 96

صدق کلامی و صدق متکلمی.. ۹۷

اختصاص صدق منطقی به قضای. ۹۸

حقیقت صدق. ۹۹

تطبیق تحلیل ذکرشده بر نظریة مطابقت.. ۱۰۰

نقد نظریة مطابقت…….. ۱۰۲

اشکال اول: لزوم دور……….. ۱۰۲

اشکال دوم: لزوم تسلسل.. ۱۰۳

اشکال سوم: نقض نظریة مطابقت از راه پارادوکس دروغگو.. ۱۰۶

اشکال چهارم: ابهام نظریة مطابقت. ۱۰۸

اشکال پنجم: عدم جامعیت نظریة مطابقت…… ۱۱۰

نظریه‏های بدیل در باب حقیقت صدق ۱۱۳

۱٫ نظریة عمل‏گرایان ۱۱۳

۲٫ نظریة انسجام‏گرایان……… ۱۱۹

۳٫ نظریة تورم‏شکن.. ۱۲۳

ضمائم ۱۳۱

قرائت‏های نظریة مطابقت؛ قرائت تارسکی……….. ۱۳۱

[۲] اختلاف در مورد نظریة تارسکی.. ۱۳۴

فصل پنجم: موجه‏سازی

معنای موجه‏سازی…….. ۱۳۶

بررسی دو پرسش در باب موجه‏سازی ۱۴۱

موجه‏ سازی و نظریه‏های مربوط به آن.. ۱۴۳

طبقه‏بندی نظریه‏های موجه‌سازی ۱۴۶

درون‌گروی و برون‌گروی……… ۱۴۷

موجه‏سازی یا معرفت‏شناسی فضیلت‏گر. ۱۵۰

فصل ششم: مبناگروی

پیشینه. ۱۵۵

شمای کلی مبناگروی. ۱۵۶

قرائت‏های گوناگون مبناگروی و منشأ آنه………. ۱۵۸

دلیل‏های مبناگرایان……. ۱۶۱

استدلال از راه تسلسل.. ۱۶۲

تقریر استدلال.. ۱۶۲

تقریر اندیشمندان مسلمان……… ۱۶۳

نتیجه یا نتایج استدلال از راه تسلسل…… ۱۶۵

استدلال از راه احتمال و یقین. ۱۶۸

نقد و بررسی………. ۱۶۹

استدلال ابن‏سینا بر مبناگروی قدم………. ۱۷۲

استدلال علامه طباطبایی بر مبناگروی…… ۱۷۶

بررسی……. ۱۷۷

ضمائم ۱۸۱

[۱] متفکران مسلمان عموماً مبناگرا هستند…… ۱۸۱

فصل هفتم: نقد مبناگروی

اشکال اول: ابهام در تعریف بدیهیات و اختلاف نظر در ویژگی‏های آنه. ۱۸۴

اشکال دوم: نیاز گزارة بدیهی به معیار.. ۱۸۵

پاسخ آلستن ۱۸۸

بررسی……. ۱۸۹

اشکال سوم: محدودیت شمارة گزاره‏های بدیهی.. ۱۹۲

اشکال چهارم: تکرار نشدن حد وسط در گزاره‏های بدیهی……….. ۱۹۳

اشکال پنجم: ارتباط بداهت یا یقین با واقعیت.. ۱۹۶

راه حل اول و بررسی آن.. ۱۹۷

راه حل دوم ۱۹۸

۱٫ وجدانیات…… ۱۹۹

۲٫ بدیهیات منطق ۱۹۹

۳٫ حمل اولی.. ۲۰۰

۴٫ قضایای تحلیلی……… ۲۰۰

۵٫ بدیهیات اولیه. ۲۰۱

راه حل سوم……….. ۲۰۵

اشکال ششم: زمان و چگونگی دستیابی ذهن انسان به بدیهیات.. ۲۰۶

نتیجه‏ گیری……. ۲۰۷

ضمائم ۲۰۹

فصل هشتم: قرائت‏های مبناگروی

ویژگی‏های مبناگروی خطاناپذیر ۲۱۲

مبناگروی خطاپذیر……. ۲۱۳

مزایای مبناگروی خطاپذیر…….. ۲۱۴

کیفیت موجه ساختن گزاره‏های پایه…….. ۲۱۶

نسبی یا مطلق بودن گزاره‏های پایه……… ۲۱۹

مبناگروی و معرفت جهان محسوس…… ۲۱۹

بداهت یا عدم بداهت علم ما به جهان خارج…… ۲۲۰

ادله وجود جهان محسوس…….. ۲۲۲

۱٫ دلیل از راه مشابهت……… ۲۲۲

۲٫ استدلال از راه اصل سادگی………. ۲۲۳

۳٫ استدلال از راه بهترین تبیین………. ۲۲۴

حقیقت یا چگونگی معرفت به جهان خارج…….. ۲۲۵

۱٫ واقع‏گروی مستقیم………. ۲۲۶

۲٫ بازنمون‏گروی.. ۲۲۶

۳٫ پدیدارگروی……. ۲۲۹

ارتباط پدیدارگروی و مبناگروی نقد ۲۳۰

فصل نهم: مبناگروی از منظر اندیشمندان مسلمان

معرفت……….. ۲۳۴

معرفت حضوری و حصولی…… ۲۳۵

مفاهیم و گزاره‏ه………. ۲۳۶

الف) مبناگروی در باب مفاهیم……… ۲۳۶

مفاهیم بدیهی و نظری.. ۲۳۶

طبقه‏بندی مفاهیم. ۲۳۷

شرح دیدگاه متفکران مسلمان…… ۲۳۸

ب) مبناگروی در باب گزاره‏ه………. ۲۳۸

اقسام قضای.. ۲۳۸

۱٫ بدیهی و نظری ۲۳۹ ۲

. پیشین و پسین. ۲۴۱

امکان دستیابی به یقین.. ۲۴۱

تعریف یقین. ۲۴۲

معیار صدق گزاره‏های نظری.. ۲۴۳

صعود معرفتی.. ۲۴۳

شیوه‏های استدلال……… ۲۴۴

اقسام قیاس به لحاظ صورت. ۲۴۵

اقسام قیاس به لحاظ محتو……. ۲۴۶

برهان.. ۲۴۷

مبادی برهان (بدیهیات یقینی) ۲۴۸

۱٫ مبنای گزاره‏های نظری پیشین……. ۲۴۹

معیار صدق اولیات……… ۲۵۰

۲٫ مبنای گزاره‏های نظری پسین…….. ۲۵۱

۱٫ تجربیات……. ۲۵۲

۲٫ حدسیات……. ۲۵۴

۳٫ متواترات……. ۲۵۶

۴٫ حسیات……… ۲۵۷

اهمیت و نقش گزاره‏های حسی در معرفت بشری…….. ۲۵۷

یقینی یا غیریقینی بودن گزاره‏های حسی……….. ۲۵۹

چگونگی معرفت به جهان محسوس. ۲۶۲

ضمائم ۲۶۵

[۱] مشکلات بدیهی دانستن گزاره‏های حسی. ۲۶۵

[۲] استدلال‏های دیگر بر اثبات وجود جهان خارج.. ۲۶۷

[۳] دیدگاه شیخ اشراق در باب معرفت‏های حسی…… ۲۶۹

کتاب‏شناسی. ۲۷۳

فهرست اعلام.. ۲۸۱

فهرست موضوعی و واژگان…… ۲۸۳

اخبار
منابع معرفت شناسي
نشست ها
کلاس ها
پيوندها