دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
معرفت شناسي باور ديني از ديدگاه پلنتينگا



معرفت شناشی باور دینی، شاخه ای از فلسفه است که معرفت بودن باورهای دینی را مورد بررسی قرار می دهد. آلوین پلانتینگا، از این جهت شایسته بررسی و پژوهش است که تلاش می کند تا با زمینه های دینی، نظریه ای راجع به معرفت عرضه نماید که در نوع خود بی نظیر است. پاره ای از این پژوهش، شرح و تقریر دیدگاههای معرفت شناختی ای است که پلانتینگا، آن را ارائه نموده به نقد می کشد. از نظر پلانتینگا، این دیدگاهها، یا بواسطه تأکید بر مفهوم درون گرایی وظیفه شناختی، و یا بعلت نقص در توجه به مفهوم کارکرد صحیح، و یا هر دو، قابل پذیرش نیستند. طرح این نظریات از آن جهت دارای اهمیت است که انتقادات پلانتینگا از این دیدگاهها، افق روشنتری از نظریه خود پلانتینگا بدست می دهند. پلانتینگا، سعی می کند تا نقص موجود در این دیدگاهها را با در انداختن نظریه جدیدی که عنوان نظریه کارکرد صحیح در باب معرفت را یافته است، تدارک نماید. وی خطوط کلی این نظریه را از اندیشه های شخصیت های دینی ای نظیر باوینک، بارت و کالون، استخراج می نماید. همچنین وی می کوشد تا نظریه معرفت شناختی خود را بر باورهای دینی مسیحی اعم از باورهای دینی مشترک با ادیان دیگر و مختص مسیحیت اطلاق نماید تا معرفت بودن باورهای دینی خود را به اثبات رسانده، اعتراض قرینه گرایانه به باوردینی را مورد چالش قرار دهد. این تلاش، مورد اتهامات و اعتراضات متعددی نیز بوده است که در این نوشتار، از ذکر آنها اجتناب نگردیده است. فرضیة نویسنده در این پژوهش را می توان در گزارة زیر خلاصه کرد که نظریه کارکرد صحیح، در باب معرفت، الزامات معرفت را بر آورده نمی سازد و از اعتراضاتی نظیر اعتراضات گتیه در معرفت شناسی، و ایمان گرایی در معرفت شناسی باوردینی، خلاصی ندارد . این فرضیه، چنانچه مشاهده می شود، مورد تأیید نویسنده قرار می گیرد و نتیجه گرفته می شود که اطلاق نظریه کارکرد صحیح بر باوردینی، نمی تواند نگرانی جامعه علمی جویای حقیقت را با ادعای واقعا پایه بودن اعتقاد به خدا، به آرامش و طمانینه برساند.
امتیازدهی
اخبار
منابع معرفت شناسي
نشست ها
کلاس ها
پيوندها